سایر مقالات آموزشی

عوامل موثر بر نفوذ برند در بازار های جهانی

عوامل موثر بر نفوذ برند در بازار های جهانی

مفهوم و اهمیت مدیریت برند:

مدیریت برند با شناخت کامل از کلمه”برند” آغاز می شود. شامل ایجاد یک عهد و حفظ آن است. این به معنای مشخص نمودن برند، موقعیت برند و ارائه آن می باشد . مدیریت برند چیزی جز هنر ایجاد و حفظ آن نیست. برند سازی باعث می گردد که مشتریان به تجارت شما متعهد باشند. یک برند قدرتمند و توانمند محصولات شما را از رقبا متمایز می سازد . این یک تصویر جذاب و با کیفیت به کسب و کار شما می بخشد. مدیریت برند شامل مدیریت خصوصیات ملموس و نامشهود برند است. در مورد برند هایی که کالا می باشد ، موارد مشهود شامل خود محصول ، قیمت ، بسته بندی و … است. در حالی که در مورد برند های خدماتی ، موارد مشهود شامل تجربه مشتری و موارد نامشهود شامل ارتباطات عاطفی با محصول یا خدمات می باشد.برند ، به صورت کلی از انواع روش های مختلف بازاریابی استفاده می کند تا به شما هویتی ببخشد. این چیزی نیست جز جذب مشتری با نام تجاری شما. تصویری از یک تجارت عظیم و قابل اعتماد ارائه می دهد. مدیریت استراتژیک برند در درجه اول توسط شرکتها برای شناساندن جهانی برند ها و جهانی سازی محصولاتشان می باشد. کلمه “استراتژیک” ، نشان می دهد این فرآیند با برنامه ها و دارایی های بلند مدت یک برند سروکار دارد ، این شامل سیاست های یکپارچه و پایدار یک شرکت که در ایجاد توسعه و مدیریت برند خود از آن ها کمک می گیرد. در این مقاله نقش مدیریت استراتژیک برند در تکامل یک نام تجاری و انواع مختلف استراتژی های نام تجاری موجود مورد بحث قرار می گیرد.

برند سازی بین المللی چقدر می‌تواند بر روند توسعه صادرات اثر گذار باشد؟

در صورتی که توسعه برندهای صادراتی مورد توجه و حمایت قرار گیرد، در بلندمدت موفقیت‌های صادراتی بیشتری را عاید کشور خواهد کرد. در استراتژی برند سازی بین المللی باید بر تصویر کشور در بازارهای جهانی، سازمان‌هایی که کشور در آن ها عضویت دارد و نیز در بین ملل هم پیمان، تاکید شود.

برندسازی در یافتن بازارهای صادراتی و توسعه این بازارها و در نتیجه کسب سهم بیشتر از تجارت جهانی و ارتقای زنجیره تولید ارزش، در بخش‌های مختلف نقش به سزایی دارد، از جمله:

. به جذب سرمایه‌ها کمک می‌کند
. باعث توسعه صادرات می‌شود
. هویت ملی را تقویت کرده و اعتماد ملی را افزایش می‌دهد
. دیپلماسی عمومی را بهبود بخشیده و باعث ارتقای اعتبار بین‌المللی می‌شود
. افزایش نفوذ سیاسی در عرصه بین‌المللی و تقویت نماد ملی را به همراه دارد
. همچنین برندسازی ملی می‌تواند در زدودن تصورات و ذهنیات غلطی که نسبت به یک . . . . کشور وجود دارد، تاثیر به سزایی داشته باشد و کمک کند تا به نحو مطلوب در مواجهه با . . بازارهای هدف اقدام به جایگاه‌یابی مجدد کند.

مزیت های ثبت برند جهانی:

. ثبت جهانی برند می تواند برای شرکت ها وجهه و شهرت ایجاد کند و ابزار مناسبی جهت بازاریابی باشد.

. پس از ثبت با قرار دادن علامت مخصوص بالای نام تجاری خود ، اعتبار بین المللی به دست می آورید.

. با ثبت برند ، گسترش تجارت جهانی امکان پذیر می گردد و طیف وسیعی از مصرف کنندگان مختلف در سراسر جهان با این برندها آشنا خواهند شد.

. ثبت قانونی یک نام تجاری برای آن حمایت قانونی فراهم می کند و از سوء استفاده طرح توسط تقلید کنندگان جلوگیری به عمل می آورد.

. ثبت برند هزینه های بازاریابی کمتر و در مقابل کسب سود بیشتر را به همراه خواهد داشت.

نکات مورد توجه در برندسازی بنگاه های صادراتی:

1. نگاه بلند مدت در فعالیت های تجاری

2. تفکر بازارگرا، به جای تفکر تولیدگرا

3. نگرش سرمایه ای (دارایی محور) نسبت به برند، به جای نگرش هزینه ای

4. فراهم کردن زیر ساخت های تولید انبوه، با کیفیت بالا و قیمت رقابتی برای موفقیت در برندسازی صادراتی

5. با توجه به عصر تجارت جهانی، تمرکز بر زمینه های دارای مزیت نسبی و رقابتی به جای اصرار به خودکفایی در همه ی زیر بخش ها

6. فراگیری و به کارگیری فنون و مهارت های تجارت بین الملل ( تحقیقات بازار ، مذاکرات تجاری و … )

7. مجهز شدن به علم بازاریابی نوین و ابزار شناخت فرهنگ های مختلف در بازارهای هدف

8. تلاش در جهت جلب اعتماد طرف خارجی با حفظ کیفیت و تحویل به موقع

9. حرفه ای عمل کردن (جهان امروز، محل حرفه ای حرف زدن، حرفه ای فکر کردن و حرفه ای عمل کردن است.)

فرآیند مدیریت استراتژیک برند:

این نکته بسیار حائز اهمیت است که هر شرکت فرآیند منحصر به فرد ، مدیریت برند را طراحی کند. این امر برای ایجاد شخصیت منحصر به فرد در دنیای تجارت مدرن بسیار مهم است. مدیریت استراتژیک برند شامل چند جنبه برجسته است که به شرح زیر می باشد :

• برنامه ریزی برای شناساندن برند : این اطمینان را می دهد که ارزش های برنامه ریزی راهبردی در تمام بخش های یک مجموعه قابل درک و رعایت شده است. ارزش ها باید مطابق با روند برنامه ریزی استراتژیک ، همسو باشند و بر انجام مأموریت و چشم انداز شرکت متمرکز شود.

• تعیین جایگاه برند: فعالیت هایی نظیر خلق طرح پیشنهادی شرکت و تجزیه و تحلیل موقعیت آن در بازار، به عنوان جایگاه برند نامیده می شود. این جنبه به متقاعد کردن مصرف کنندگان در مورد مزایای شرکت نسبت به رقبا و ویژگی های آن کمک شایانی می نماید. موقعیت یابی برند همچنین شامل تصویری از انجمن های مختلفی است که شرکت با آنها مرتبط است و توضیحاتی در مورد ماهیت برند دارد.

• پیاده سازی طرح های بازاریابی برند: بازاریابی برند تجاری شامل انتخاب عناصر برند (آرم ، عکس ، نماد و شعارو …. ) برای بازاریابان برای استفاده در هنگام تبلیغ برند است. این امر همچنین شامل ایجاد انجمن های تجاری قوی ، و منحصر به فرد با حمایت از برنامه ها و فعالیت های بازاریابی است.

• تفسیر عملکرد برند : این به شما کمک می کند تا با تحلیل تأثیرات مالی سرمایه گذاری های انجام شده در حوزه بازاریابی ، زنجیره ارزش برند را درک کنید. این امر همچنین به ارزیابی منبع ارزش سهام برند و تنظیم ابزارها و رویه های عملکرد سیستم اندازه گیری ارزش ویژه برند کمک می کند.

• رشد و تداوم ارزش برند: این شامل استفاده از محصول و برند ، هرم نام تجاری و ابزار های برند برای تعریف استراتژی است. موفقیت برنامه های آینده بازاریابی یک شرکت به سیستم مدیریت ارزش برند بستگی دارد. بازاریابان هنگام مدیریت ارزش برند در مکانها و فرهنگهای مختلف ، باید عوامل بین المللی ، انواع مصرف کنندگان و بخشهای بازار را در نظر بگیرند.

مدیریت استراتژیک برند:

استراتژی های مدیریت برند به تاسیس یک نام تجاری و ارتقا محصولات آن برند در بازارهای مالی کمک می کنند. مدیریت استراتژیک برند مبتنی بر انتخاب یک استراتژی مناسب برای رشد نام تجاری و به روزرسانی مکرر استراتژی است.سیاست پایدار بلند مدت این امکان را برای یک شرکت فراهم می کند که به محصولات و خدمات خود ارزش افزوده دهد. این مجموعه تکنیک هایی است که با حفظ شخصیت برند ، کیفیت و تعاملات و وفاداری مشتریان به ایجاد هویت منحصر به فرد برای یک سازمان کمک می کند.

چرا مدیریت استراتژیک برند مهم است؟

• جذابیت و تمایز بیشتر برای یک برند فراهم می کند.

• وفاداری مشتریان را افزایش می دهد.

• تعامل و همسویی کارمندان را افزایش می دهد.

• درک در مورد عملکرد محصول را بهبود می بخشد.

• آسیب پذیری در برابر اقدامات بازاریابی رقابتی را کاهش می دهد.

• همکاری تجاری و واکنش مصرف کننده را تسریع می نماید.

• اثربخشی ارتباطات بازاریابی را افزایش می دهد.

• فرصت های صدور مجوز را ارتقا می نماید.

فرآیند مدیریت استراتژیک برند:

این نکته بسیار حائز اهمیت است که هر شرکت فرآیند منحصر به فرد ، مدیریت برند را طراحی کند. این امر برای ایجاد شخصیت منحصر به فرد در دنیای تجارت مدرن بسیار مهم است. مدیریت استراتژیک برند شامل چند جنبه برجسته است که به شرح زیر می باشد:

• برنامه ریزی برای شناساندن برند: این اطمینان را می دهد که ارزش های برنامه ریزی راهبردی در تمام بخش های یک مجموعه قابل درک و رعایت شده است. ارزش ها باید مطابق با روند برنامه ریزی استراتژیک ، همسو باشند و بر انجام مأموریت و چشم انداز شرکت متمرکز شود.

• تعیین جایگاه برند: فعالیت هایی نظیر خلق طرح پیشنهادی شرکت و تجزیه و تحلیل موقعیت آن در بازار، به عنوان جایگاه برند نامیده می شود. این جنبه به متقاعد کردن مصرف کنندگان در مورد مزایای شرکت نسبت به رقبا و ویژگی های آن کمک شایانی می نماید. موقعیت یابی برند همچنین شامل تصویری از انجمن های مختلفی است که شرکت با آنها مرتبط است و توضیحاتی در مورد ماهیت برند دارد.

• پیاده سازی طرح های بازاریابی برند: بازاریابی برند تجاری شامل انتخاب عناصر برند (آرم ، عکس ، نماد و شعارو …. ) برای بازاریابان برای استفاده در هنگام تبلیغ برند است. این امر همچنین شامل ایجاد انجمن های تجاری قوی ، و منحصر به فرد با حمایت از برنامه ها و فعالیت های بازاریابی است.

• تفسیر عملکرد برند : این به شما کمک می کند تا با تحلیل تأثیرات مالی سرمایه گذاری های انجام شده در حوزه بازاریابی ، زنجیره ارزش برند را درک کنید. این امر همچنین به ارزیابی منبع ارزش سهام برند و تنظیم ابزارها و رویه های عملکرد سیستم اندازه گیری ارزش ویژه برند کمک می کند.

• رشد و تداوم ارزش برند: این شامل استفاده از محصول و برند ، هرم نام تجاری و ابزار های برند برای تعریف استراتژی است. موفقیت برنامه های آینده بازاریابی یک شرکت به سیستم مدیریت ارزش برند بستگی دارد. بازاریابان هنگام مدیریت ارزش برند در مکانها و فرهنگهای مختلف ، باید عوامل بین المللی ، انواع مصرف کنندگان و بخشهای بازار را در نظر بگیرند.

مراحلی که به طور مختصر در ذیل آورده شده است می تواند کسب و کارها را در ساختن یک برند جهانی و یا بین المللی راهنمایی کند:

۱- اطمینان پیدا کردن از وجود بازار:

موفقیتی که شرکت در بین مشتریان هدف فعلی در بازار کنونی به دست آورده است، دارای این معنی نیست که مشتریان هدف جدید نیز در بازار جدید با کالا یا خدمات ارتباط برقرار خواهند کرد. موثرترین اقدام در حل این مساله انجام تحقیقات بازار است تا برای شرکت یک برنامه کسب کار در بازار جدید فرآهم آورد.

مهم ترین اطلاعاتی که در این زمینه باید کسب شود، این است که ارزیابی گردد نیازها و خواسته هایی که کالا و خدمات شرکت پاسخ می دهد، تا چه حدی توسط دیگر شرکت ها به طور کامل پاسخ داده نشده است و اگر رقبایی در این بازار از لحاظ مشتریان بالقوه وجود دارد، چه چیزی در نظر مشتریان بالقوه شرکت و برند را متمایز خواهد کرد.

۲- اطمینان پیدا کردن از ارائه کالا و خدمات در بازار جدید:

باید تمهیدات و بسترهای لازم در خصوص ورود کالا به آن کشور و یا تولید در آنجا در نظر گرفته شود. قوانین وارداتی و تولیدی در بین کشورها بسیار متغیر و متفاوت است. لذا بایستی اطمینان حاصل کرد که محصولات به طور مداوم و پیوسته در دسترس مشتریان هدف جدید قرار می گیرد.

همچنین نیاز است تا دانسته شود که محصولات استانداردهای محلی را در مواد شیمیایی، اجزای ساختاری به کار رفته، بسته بندی و برچسب گذاری مناسب و … را رعایت می نماید.

۳- نام محصول و خدمات، مورد بررسی و بازنگری مجدد قرار گرفته شود:

برای انتخاب نام محصول و یا خدمات خود، باید به حساسیت های فرهنگی در مکان های مختلف توجه نمود. ضروری است، نام کالا برای مشتریان هدف در بازار جدید دارای معنی مناسب در ترجمه انگلیسی و یا محلی باشد.

در بسیاری موارد مشاهده شده که بعضی از نام های برندها در کشورهای جدید دارای معانی و الفاظ نزدیکی بوده اند که دارای بار منفی می باشند. برای بر طرف کردن این مشکلات می توان از افراد محلی کمک گرفت تا حساسیت های فرهنگی و زبانی مشخص گردد.

۴- لوگو و هویت بصری مورد بررسی و بازنگری مجدد قرار گرفته شود:

لوگو و نشانه ها مورد بررسی قرار گرفته شود تا اطمینان حاصل شود که کلمه یا نشانه ای نا خوشایند را در بازار جدید تداعی نکند. همچنین یک تحقیق بین المللی را نیز انجام شود تا مشخص گردد، لوگوی شرکت در بازارهای بین المللی دارای تشابه با دیگر لوگو ها می باشد یا نه؟

جهانی سازی برند چیست؟

جهانی سازی برند به سناریویی اطلاق می شود که برند در سراسر جهان به رسمیت شناخته شوند.
برای دستیابی به جهانی سازی برند در شرایط اقتصادی امروز ، شرکت ها باید:

• بازار هدف را برای برند مشخص کنید.
• قبل از تصمیم گیری در مورد گسترش برند در کشور ها ، تحقیقات بازار را انجام دهید.
• دسته ای را که برند در آن قرار دارد تعیین کنید.
• تصمیم بگیرید که کدام تصمیمات باید در سطح مرکزی و محلی گرفته شوند.
روند جهانی شدن برند

» تأثیر جهانی شدن در سالهای اخیر به محبوبیت و اهمیت فرآیند جهانی سازی برند منجر شده است که شامل چندین مرحله است ، از جمله «

تعریف هویت برند: اولین قدم در جهانی سازی برند توسعه هویت برند و تعریف حدود آن است. برند ها همچنین باید مراقب باشند که در تمام مراحل جهانی شدن هویت خود را از دست ندهند. برند ها باید از این واقعیت آگاه باشند که وقتی به کشورهای مختلفی گسترش می یابند ، اعتماد نسبت به این برند کاهش می یابد و ایجاد مجدد این “اعتماد” می برد. قبل از ورود به یک کشور جدید ، مهم است که برند ها تجزیه و تحلیل کاملی از شرایط بازار در کشور انجام دهند ، که باید شامل موارد زیر باشد:

• اندازه بازار موجود
• قدرت خرید؛
• گزینه های مصرف کننده
• سطح رقابت
• نوع کانالهای توزیع موجود
• وجود موانع ورود
• فرصت ثبت نام تجاری موجود

دسترسی به بازارها: یک برند فقط به داشتن نام در بسته بندی محصولات محدود نمی شود ، بلکه چیزی است که آن محصولات را از رقبای خود متمایز می کند و همچنین به محصولات ارزش و اطمینان می بخشد. بنابراین ، وقتی نام تجاری وارد بازار یا کشور جدیدی می شود ، ابتکار عمل اولیه آن در تعیین محبوبیت طولانی مدت آن اساسی است. به همین دلیل است که در این دوره از جهانی شدن ، برندهای چند سطحی را با یک برند اصلی و یک نام تجاری اصلی معرفی کرده اند. در این شرایط ، برند اصلی مادر فقط می تواند با کمک نام تجاری زیرمجموعه ، روند جهانی شدن را طی کند. در چنین مواردی ، نام تجاری زیرمجموعه شامل طیف وسیعی از محصولات است. وقتی این برند ها وارد بازار جدید می شوند ، معمولاً این کار را با دو روش انجام می دهند ، از جمله:

ایجاد یک دسته جدید: این زمانی است که برند ها با ایجاد یک دسته محصول جدید به طور کلی توجه را در بازار جدید جلب می کنند. برند اصلی با استفاده از برند زیرمجموعه به عنوان مرجع در یک رده جدید ، خود را تثبیت می کند. بهترین قسمت در مورد استفاده از این روش این است که محصول هیچ رقابتی ندارد و به مذاکره بهتر با توزیع کنندگان که خواهان نوآوری در محصولات هستند کمک می کند. با این حال ، سرمایه گذاری قابل توجهی با استفاده از این روش لازم است زیرا نام تجاری باید به درستی وارد بازار شود و تبلیغ شود.
تقسیم بندی یک دسته از قبل موجود: گزینه مناسب دیگر در این سناریو ، راه اندازی یک محصول مشابه اما متفاوت در دسته ای است که از قبل وجود دارد.

انتخاب محصولاتی که با بازارهای جدید سازگار شده اند: هنگامی که یک برند تصمیم به ورود به بازار جدید می گیرد ، مهم است که محصولات خود را متناسب با مصرف کنندگان بازار تطبیق دهد. این کار باید با دقت و با کمک استراتژی مناسب انجام شود و محصولات سازگار باید منجر به رشد سریع و اعتماد به نفس در برند شوند.

راه اندازی کمپین های محلی: اخیراً ، برند ها ترجیح می دهند در مقایسه با استفاده از یک کمپین در سطح جهان ، کمپین های محلی را در بازارهای مختلف راه اندازی کنند. آزادی شرکت های تابعه محلی برای ایجاد فعالیت های خود در ایجاد هیاهو در اطراف نام تجاری در یک بازار جدید کمک می کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *